نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است

زندگی تلخ است با حرمان، هلاکم بهتر است

من که مجروح خمارم مرهم راحت چه سود

جای مرهم بر جراحت برگ تاکم بهتر است

گر بکشتی از فراقم، سوختی، منت منه

من که در دوزخ به زندان، هلاکم بهتر است

ره به امیدم مده عرفی که بی باکم بسی

من صلاح خویش دانم، ترسناکم بهتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل بیان می‌کند که دوری از معشوق و بودن در زیر خاک برایش بهتر است، زیرا زندگی پر از تلخی و حسرت است. او احساس می‌کند که زخم‌هایش بی‌پاسخ مانده و وجود مرهمی بر آنها فایده‌ای ندارد. همچنین می‌گوید اگر بخواهند او را به خاطر فراق معشوق بکشند، او را منت نگذارند، زیرا تحمل عذاب دوزخ برایش آسان‌تر است. در پایان، شاعر از ناامیدی‌اش می‌گوید و تأکید می‌کند که خود بهتر از دیگران می‌داند چه برایش خوب است، حتی اگر این به معنای ترس باشد.