غزل شمارهٔ ۵۱۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
وز برای چهره سودن، خاک پایی خوش کنم
باز می خواهم که چون بلبل ز شوق نو گلی
از ترنم های درد افزا نوایی خوش کنم
باز می خواهم که دل در دست و جان در آستین
در میان دلبران افتم، بلایی خوش کنم
باز می خواهم که بنشینم به راه وعده ای
خاطر خود را به هر آواز پایی خوش کنم
باز می خواهم که در راه وفا یک دل شوم
تا به کی هر دم دل خود را ز جایی خوش کنم
باز می خواهم که بر خیزم ز بزم عافیت
همچو عرفی گوشهٔ محنت سرایی خوش کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر ابراز میکند که دوباره میخواهد از زندگی شاد و سرزنده لذت ببرد. او به یادآوری زیباییهای عشق و زیبایی چهرهها اشاره میکند و از شوق و حسرت دل بلبلان سخن میگوید. شاعر در آرزوی احیای عشق و وصال است و میخواهد در میان دلبران و در مسیر وفا قرار بگیرد تا از سرور و شادی بهرهمند شود. همچنین، او تمایل دارد که از زندگی راحت و عافیت کنار برود و به جای آن، در دنیای پر از درد و محنت جایی برای خود بیابد.