غزل شمارهٔ ۵۵۳ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
طوطی سدره وقف خرابات کرده ای
نازم به بازی تو که در عرصهٔ فریب
منصوبهٔ نچیدهٔ مرا مات کرده ای
صوفی به گفته صیغهٔ توحید باطل است
یعنی که در معاملهٔ ذات کرده ای
زاهد بیا که کفر تو ثابت کنم که تو
کفر مرا به دین خود اثبات کرده ای
عرفی دگر به طور تمنا مرو، ببین
امشب چه ها به جان مناجات کرده ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و نقدی بر ریاکاری در دین و زهد است. شاعر به عشق و لذتهایی که از آن بهرهمند شده میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق او را تحت تاثیر قرار داده است. او به توهمات و فریبهایی که دیگران در دین و زهد دارند، اشاره میکند و از زاهدان میخواهد که واقعیات را ببینند. در نهایت، شاعر به نوعی دلتنگی و انرژی روحانی خود اشاره میکند و از عشق و مناجات خود سخن میگوید.