غزل شمارهٔ ۵۵۷ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی
سر آویل تذرو و حلهٔ طاووس بستانی
نگیری هیچ اسباب ترنم، در ضرر افتد
همه هیهات برداری، همه افسوس بستانی
چراغت از دل آتش پرستان گر شود روشن
در اندازی درآتش سبحه و ناقوس بستانی
ادب از دست بگذاری و سودای وصال او
به لعلش جان دهی در آستانش، بوس بستانی
هر آن سرمایهٔ مقصود نایاب تر، عرفی
نجویی گر دهندت قدر نامحسوس بستانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت عشق میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که اگر عشق و زیبایی از دنیای مادی درک نشود، هیچ گونه لذتی در زندگی وجود نخواهد داشت. شاعر همچنین بیان میکند که حتی اگر چراغ دل روشن شود، باز هم نباید از آتش عشق دور شد و باید به دنبال وصال محبوب بود. در نهایت، او تأکید میکند که ارزش واقعی در زندگی به دست آوردن عشق و محبت است و این دارایی ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.