غزل شمارهٔ ۵۶۸ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
میلم به تماشای گل و بید نیابی
در جام دل ما بود از عکس جمالی
آن جرعه که در ساغر خورشید نیابی
این جرعه بنوش ای دل و شو فرش در این بزم
کاین جام ز خمخانهٔ جمشید نیابی
دل های شهیدانت اگر باز شکافی
یابی دو جهان حسرت و امید نیابی
عرفی نبود نالهٔ بی درد مؤثر
زان رو اثر نغمهٔ ناهید نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد امید و عشق است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که تا زمانی که در دل امید وجود نداشته باشد، نمیتوان به زیباییها و لذتها دست یافت. او از جام دل سخن میگوید که پر از تصویر زیبای محبوبش است و تأکید میکند که این لحظات زیبای زندگی را نمیتوان از خود دور کرد. دعوت به نوشیدن جرعهای از عشق و شادابی در بزم عشق میکند، زیرا چنین لحظاتی تکرار نشدنی هستند. همچنین شاعر به مفهوم حسرت و یاد شهیدان عشق اشاره دارد و میگوید که بدون درد و رنج، نالهها اثر گذار نخواهند بود. در نهایت، این شعر ترکیبی از امید، عشق و حسرت است.