نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است

امروز که مرهم نبود ریش کفاف است

گر سلطنت دنیی و دین جمع نکردیم

پیشانی شاه و دل درویش کفاف است

بی سلسله جنبان ستم چرخ بجستند

پیرانه ستم گر نکند خویش کفاف است

آن را که در گنج سعادت بگشایند

تشویش ستم های کم و بیش کفاف است

در منجله ی عشق سر انگشت فرو بر

گر شهد میسر نشود نیش کفاف است

عرفی به ره تجربه زین پس بنشینند

محنت زده را واقعه ی پیش کفاف است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم رضایت و پذیرش شرایط زندگی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که در شرایط سخت و دشوار، باید به چیزهای کوچکی که داریم قناعت کنیم و از آن‌ها راضی باشیم. او می‌گوید حتی اگر وفا و محبت کم‌باشد یا مشکلات فراوان، باز هم می‌توان از داشته‌ها بهره برد و احساس خشنودی کرد. در کل، شاعر به اهمیت صبر در برابر سختی‌ها و فکر کردن به خوبی‌ها در زندگی اشاره می‌کند.