غزل شمارهٔ ۶۳ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آتشین لالهٔ دل صد ورق است
هر ورق مائدهٔ صد طبق است
عشق میگویم و میگریم زار
طفل نادانم و اول سبق است
حرف مقصود نمیریزد از او
خامهٔ طالع من تنگ شق است
گل غم زآتش من میجوشد
شیشهٔ دل ز غمش پر عرق است
از کتابی که منش در خواندم
لوح محفوظ نخستین ورق است
عرفی ار عیب تو گفتیم مرنج
هرچه در حق تو گویند حق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن صحبت میکند. شاعر احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد؛ عواطفی که مانند صفحات کتابی بیپایان هستند و هر صفحه حاوی نعمتها و غمهای مختلف است. او میگوید که در عشق میگرید و مانند کودکی نادان، در جستجوی معنی است. همچنین به محدودیتهای خود اشاره میکند و از غمهایش صحبت میکند که مانند گل از آتش درونش میجوشند. نهایتاً، شاعر میگوید اگر از عیوب کسی صحبت شود، باید پذیرفت که هر چه گفته میشود حقیقتی است.