غزل شمارهٔ ۶۴ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
شهادت ابتدای جنگ عشق است
هر آن گرد بلا کز دهر خیزد
دلیل شوخی شبرنگ عشق است
کجا پژمرده گردد غنچه ی شوق
که یک سر آب عشق و رنگ عشق است
دماغ آشفته ای داریم و دل نام
که سر تا پای صلح و جنگ عشق است
مگس را حسرت پروانگی سوخت
وگر نه مثل عرفی ننگ عشق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی پیچیدگیها و چالشهای عشق صحبت میکند. شاعر میگوید که عشق گاهی به سوختن و درد منجر میشود و این سوختن آغاز جنگی در دل است. او به تضادهای عشق اشاره میکند؛ اینکه عشق میتواند هم موجب شادی و شوق شود و هم درد و رنج. همچنین به این نکته اشاره میکند که حسرت و آرزوهایی در عشق وجود دارد که ممکن است انسان را به زحمت بیندازد. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان یک مفهوم زیبا و در عین حال دردناک توصیف میکند.