نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است

متاع من دل مجذوب و مستی ازل است

یکی است نقد حکیمان و حسن نادانان

هر آن چه در کتب حکمت است در مثل است

کسی که گشته به تقلید آدمی سیر ت

نه آدمی است، همان باز، آدمی بدل است

به جنگ زاهد و صوفی خوشم به گلشن او

میان بلبل و زاغ چمن همان جدل است

من از حدوث و قدم خامشم، ولی گویم

نظیز عدت آینده عهد ماازل است

قصیده نظم هوس پیشگاه بود عرفی

تو از قبیله ی عشقی وظیفه ات غزل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حقیقت عبادت و درک محبت الهی است. شاعر می‌گوید که عبادت واقعی در عمق دل و عشق به خدا نهفته است و اعمال ظاهری تنها نقش ظاهر را دارند. او تأکید می‌کند که حکمت واقعی در نمادهای زندگی نهفته است و تقلید صرف از دیگران انسان را به واقعیات نخواهد رساند. همچنین، شاعر به جدل بین زاهد و صوفی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در نهایت، عشق و احساس در مهم‌ترین جنبه‌های زندگی نقش دارند. در انتها، به اهمیت غزل و عشق به عنوان راهی برای ابراز احساسات اشاره می‌کند.