غزل شمارهٔ ۷۵ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
درویش جهانیم و هما در قفس ماست
آن زهر پرستی که بود در شکرستان
بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست
آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز
خاموشی جاوید فغان جرس ماست
از لذت امید تماشای تو مردن
در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست
مرغان اجابت همه بریان و کبابند
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است
در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق انسانی و جستجوی معانی والای زندگی پرداخته است. شاعر از تشنگی و نیاز به عشق و حرکت به سوی حقیقت صحبت میکند. او خود را در جهانی پر از سختی و محدودیت میبیند و به نوعی در قفسی گرفتار است. تشبیهاتی همچون زهر و شکر، کعبه و باغ تمنا، نشاندهندهی تضادها و جستجوی روحانیات متفاوت است. در نهایت، شاعر از بیکسی و تنهایی شکایت میکند، و به نوعی به این نتیجه میرسد که بسیاری از انسانها دروغین و حیلهگر هستند، و در این شرایط، دیوانگی و آوای بیکسی خود را مطرح میکند.