نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست

دشنام و طرب قفل گشای نفس ماست

جمازه ی ما تا به ره کعبه روان است

رقصان همه از ذوق نوای جرس ماست

آن چشمه ی شهدیم که در عین حلاوت

مرغ حرم و طایر قدسی مگس ماست

داغی که امان جوید از او سینه ی دوزخ

در باغ محبت ثمر نیم رس ماست

مرغان اجابت همه بریان و کباب اند

در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساسات عاشقانه و عمیق پرداخته است. شاعر از آتش غم و شادی که در دلش وجود دارد سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که این احساسات در او به صورت تنگاتنگی در هم تنیده شده‌اند. او اشاره می‌کند که دلش به سمت کعبه می‌تپد و از موسیقی جرس خوشحال است. همچنین به شهد شیرین عشق و دعاهایی که از دل برمی‌خیزد، اشاره می‌کند. داغی که بر سینه‌اش وجود دارد، نشان از عشق عمیقش دارد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که prayers و دعاهای خالصانه در باغ عشق و محبت وجود دارد و افرادی که دعا می‌کنند، همچون پرندگان هستند که در انتظار اجابت هستند.