نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۷ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست

تسلیم گشتن و بتپیدن سماع ماست

در پیشگاه دیر و حرم، هر کجا، که هست

دین شکسته و دل پر خون متاع ماست

صد فوج ناز و عشوه به میدان طلب، که ما

جنگ ستیزه ی تو و عجز شجاع ماست

چون راحت آیدت به سلام، ای رفیق درد

آغوش برگشا که وقت وداع ماست

عرفی نوای مرغ تو در هیچ باغ نیست

این نغمه خاصه ی چمن اختراع ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج‌های عاشقانه و جدال‌های درونی می‌پردازد. شاعر با تصویری از زخم‌ها و تسلیم شدن در برابر عشق، به توصیف حالت‌های شور و التهاب می‌پردازد. او از شرایط ناگوار خود و دین شکسته و دل پرخونش می‌گوید. همچنین، به جنگی بین شجاعت و ضعف اشاره می‌کند و از دوست خود می‌خواهد که به استقبال او بیاید، زیرا زمان وداع نزدیک است. در نهایت، شاعر به نغمه‌ای خاص اشاره می‌کند که فقط مختص خود اوست و در هیچ باغ دیگری یافت نمی‌شود، یعنی نشان‌دهنده‌ی هویت و تازگی احساسات اوست.