نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ممنون ترکتازی گردون دل من است

آماده ی هزار شبیخون دل من است

هرگز نیامدش به غلط محملی به سر

بیهوده گرد وادی مجنون دل من است

صد لاله زار داغ شکفته است بر دلم

برگ چمن ز صد افزون دل من است

هر دل ترا نکرد به آهنگ آشنا

در مانده ی فسانه و افسون دل من است

در دور دهر سینه ی عرفی و جام زهر

در بزم شوق شیشه ی پر خون دل من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این قطعه از عشق و دلتنگی سخن می‌گوید. دل او مانند یک میدان جنگ، آماده‌ی درد و بلا است و هرگز نمی‌تواند آرام بگیرد. او احساس می‌کند که دلش بی‌مورد در حسرت و غم قرار دارد و پر از آرزوهای نادیده و حیف‌خورده است. در عوض، عشقش به او داغ و غم می‌زند و او به نوعی احساس تنهایی و سردرگمی در این دنیا دارد. در نهایت، شاعر به شهد و زهر عشق اشاره می‌کند، که نشان‌دهنده‌ی تلخی و شیرینی همزمان تجربه‌های عاشقانه است.