شمارهٔ ۱ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب العاشر: البهاریات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
رخساره به خون دیدگان کرده نگار
چون چشم و رخ و لبش به پیشم نبود
مَه نرگس و مه لاله و مه گل مه بهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در بهار، با وجود زیباییهای فراوان، من به خاطر نبودن یارم غمگین هستم. چهرهام از اشکهای فراوان در حال دلویزی است و با نبود چشم و لب و روکش یار، گویی زیباییهای بهار برایم هیچ معنا ندارد.