شمارهٔ ۱۳ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
در دیده زسودای تو دودی دارم
حاصل زغمت گفت و شنودی دارم
سرمایهٔ عمر جمله از دست برفت
بی آنک امید هیچ سودی دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از درد و غم ناشی از عشق سخن میگوید. او میگوید که در چشمهایش غم عشق تو را میبیند و از گفتوگو و ارتباط با تو رنج میکشد. در نهایت، او احساس میکند که عمرش به هدر رفته و هیچ امیدی به سود و فایدهای از این وضعیت ندارد.