نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

گفتم که یکی روز بپرسم خبرش

تابوک برون رود تکبّر زسرش

چون گشت کرشمه هر زمان افزونش

اکنون من و زاری و شفیعان درش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به این موضوع اشاره می‌کند که روزی قصد دارد از حال کسی بپرسد که خود را بالاتر از دیگران می‌داند. او می‌گوید که با گذر زمان این فرد بیشتر در خودپسندی و تکبر غرق می‌شود و حالا او و دیگران در ناراحتی و زاری به سر می‌برند و نیاز به شفیع دارند.