نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تا هستی خود را نکنی دامن چاک

ثابت نشود تو را قدم بر افلاک

تا چند منی و من، زخود شرمت باد

تو خود چه کسی، که ای، چه ای، مشتی خاک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم خودشناسی و واقعیّت وجود اشاره می‌کند. او می‌گوید تا زمانی که فرد در جستجوی خود و حقیقت وجودی‌اش نباشد و خود را از دامن جهل و خودپرستی رها نکند، نمی‌تواند به مرتبه‌ی بالای آسمانی برسد. همچنین به فانی بودن انسان و اینکه او در نهایت چیزی جز خاک نیست، اشاره می‌شود و از فرد می‌خواهد که از خودپرستی و من‌گرایی شرمنده باشد.