نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای طیرهٔ شب طرهٔ خورشید پناهت

آرایش عالم رخ رنگین چو ماهت

تاب دل ناهید ز باد خم زلفت

آ ب رخ خورشید ز خاک سر راهت

دیباچهٔ خوبی ورق روی منیرت

عنوان شگرفی رقم خط سیاهت

بر رشتهٔ پروین زده صد سوزن طعنه

تابیدن عکس گهر از بند کلاهت

از خاک فزون گشته سپاه تو، ولیکن

آتش زده سودای تو بر قلب سپاهت

فردا به قیامت گر ازین گونه برآیی

ایزد، نه همانا، که بپرسد ز گناهت

نزدیک شود با فلک از روی بلندی

روزی که کند اوحدی از دور نگاهت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و محبوبیت معشوق خود می‌پردازد. او به شب و خورشید اشاره می‌کند، که معشوق را به شب و روشنی‌اش به خورشید تشبیه می‌کند. زیبایی چهره او را شبیه به ماه و زلف‌هایش را به ناهید و باد مرتبط می‌سازد. شاعر همچنین به تاثیر محبت او بر دل‌ها و روز قیامت اشاره می‌کند، که در آن خداوند از گناهان سوال خواهد کرد. در نهایت، با احساساتی عمیق، روی بلندای محبوب را وصف می‌کند که به آسمان نزدیک می‌شود. این شعر تجلیلی است از عشق و زیبایی‌های معشوق در ابعادی بی‌نظیر.