نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای شب تیره فرع گیسیویت

اصل کفر از سیاهی مویت

مه ز دیوان مهر خواسته نور

وجه آن گشته روشن از رویت

بی‌سخن دم ببسته طوطی را

شیوهٔ شکر سخن گویت

مشک را در فکنده خون به جگر

نکهت زلف عنبرین بویت

خورده چوگان طعنه سیب بهشت

از زنخدان گرد چون گویت

از طراوت به تیر زده

ماه نو را کمان ابرویت

اوحدی را ز زلف بشکسته

تیزی چشم و تندی خویت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با زبان استعاره و تشبیه، سیاهی موی معشوق را به شب تیره و کفر تشبیه می‌کند و روشنی صورت او را به ماه درخشان می‌سازد. همچنین، طوطی را به خاطر سکوتش و شیرینی کلامش توصیف می‌کند و بوی خوش زلف معشوق را با مشک مقایسه می‌کند. در ادامه، به زیبایی‌های دیگر معشوق اشاره می‌شود؛ مثلاً ابروهای کمانی و چشم‌های تند و زیبا. در کل، شاعر با به‌کارگیری تصاویر زیبا، عشق و دلبستگی خود به معشوق را به تصویر می‌کشد.