نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۰ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد

دود زلفت آتشی در جان ما خواهد نهاد

دامنم پر خون دل گردد ز دست روزگار

کان سزا در دامن هر ناسزا خواهد نهاد

از سر زلف دلاویز و لب شیرین تو

آنکه بر گیرد دل خود در کجا خواهد نهاد؟

دست صبح از چین زلف عنبرآمیزت به لطف

نافها در دامن باد صبا خواهد نهاد

چرخ را شرم آمدی کوکب نمایی با رخت

گر بدانستی که: پروین درسها خواهد نهاد

گر سر زلف ترا دیگر جفایی در دلست

گو: بیاور، کاوحدی تن در قضا خواهد نهاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق پرداخته است. شاعر از بلایی که عشق بر سرش می‌آورد سخن می‌گوید و می‌گوید دودی از زلف محبوب او را در آتش می‌سوزاند. او به ناامیدی ناشی از روزگار و آسیب‌هایی که از محبت می‌بیند اشاره می‌کند و می‌گوید دل او بر اثر زخم‌های عشق پر از درد خواهد شد. همچنین شاعر به زیبایی‌های محبوب، مانند زلف و لب‌هایش اشاره می‌کند و این که عشق او چگونه بر دل‌ها تأثیر می‌گذارد. در نهایت، او از شرم گردش چرخ و ستاره‌ها در برابر زیبایی محبوب و احتمال جفایی دیگر در عشق سخن می‌گوید.