نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلم جز تو آهنگ یاری نکرد

به غیر از تو میل کناری نکرد

به طرف چمن در خزانی نرفت

تماشای گل در بهاری نکرد

به راه تو بر هیچ خاکی ندید

که از اشک بر وی نثاری نکرد

کسی را که با رویت افتاد مهر

چو مه را بدید، اعتباری نکرد

در آنها که دل مدخلی می‌کنند

بجز دوستیت اختیاری نکرد

لبت پیش ما هیچ شغلی ندید

که از محنتش پود و تاری نکرد

شبی در فراقت نکردیم روز

که با ما جهان کار زاری نکرد

نمودی که: رویم چه کرد از جفا؟

وفایی که جستیم باری نکرد

خرامنده قدی چنان دلنواز

چه معنی که بر ما گذاری نکرد؟

نگوید کسی شکر ایام عمر

کزان لعل شیرین شکاری نکرد

ز نوشیدنی‌ها می وصل تست

که نوشندگان را خماری نکرد

خیال تو پیش من آمد شبی

ولی نیم ساعت قراری نکرد

دل اوحدی تکیه بر عمر داشت

خود او نیز بگذشت و کاری نکرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ابراز اشتیاق و محبت عاشقانه است. شاعر می‌گوید که جز محبوبش هیچ کس دیگری را نمی‌بیند و همه جذابیت‌ها و زیبایی‌ها برای او بی‌معنا هستند. او از درد فراق و غم جدایی سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که حتی در زمان‌های خوشی نیز فکر محبوبش از سرش نمی‌افتد. شاعر به حسرتی بزرگ اشاره می‌کند که به جز عشق و دوستی محبوبش، هیچ چیز دیگری در زندگی‌اش ارزشمند نیست و در نهایت به تنهایی و گذر عمر اشاره دارد. احساسات عمیق و غمناک شاعر در بیان این عواطف به وضوح نمایان است.