نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد

ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد

نی، چه باک از نالهٔ من لاله‌رویی را؟ که صد پی

همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد

ماه گردون از برای گرد خاک آستانش

ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد

گفتمش: بر روی خاک‌آلود من نه پای، گفتا:

چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟

بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته

پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد

او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم

همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد

اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت

کرده باشد گوش، می‌دانم که نپسندیده باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و درد در عشق می‌پردازد. شاعر از بی‌توجهی محبوبش به ناله‌ها و گریه‌هایش سخن می‌گوید و احساس می‌کند که او حتی شب‌ها نیز به یادش نمی‌افتد. شاعر با توصیف عشق ناکامش و دلشکستگی‌اش، به احساس بی‌رحمی محبوب اشاره می‌کند که بدون توجه به رنج او، به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. او همچنین از عذرخواهی‌اش در برابر محبوب سخن می‌گوید و می‌گوید که نمی‌خواهد دل او را برنجاند. در نهایت، شاعر به تابو و قضاوت‌های دیگران درباره‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که هرکسی نظرش را بیان کرده، می‌داند که محبوب او را نمی‌پسندد.