غزل شمارهٔ ۳۰۲ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
راهی سبک بیار، که رطلم گران کند
گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم
بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند
گر مهر و ماه را به در او برم شفیع
بر من به جهد اگر دل او مهربان کند
جز دیده و دلم نپسندد نشانهای
تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند
دیدیم سروها که نشانند در چمن
لیکن کسی ندید که سروی روان کند
صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین
کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند
شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش
با دوستان حکایت ازین داستان کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیانگر غم و دردهایی است که عاشق با آنها مواجه است. شاعر از مطربی میخواهد که در این شرایط سخت، راهی سبک و آسان ارائه دهد. او از عشق و دردی که به جانش آمده سخن میگوید و به خوبی از تضادهای عشق و جدایی مینویسد. شاعر به زیباییهای عشق اشاره میکند و حسرت میزند که هیچ مانند محبوبش وجود ندارد. در نهایت، اوحدی (شاعر) امید دارد که روزی داستان عشق و درد خود را با دوستانش نقل کند و از این تجارب سخن بگوید.