نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۹ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند

می‌دان که: در حریم حرم جاش می‌دهند

صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق

روز ازل به مردم قلاش می‌دهند

از لذت حیات ندارد تمتعی

امروز، هر که وعدهٔ فرداش می‌دهند

ساقی، بیار بادهٔ گل‌‎رنگِ مُشک‌‎بوی

کاربابِ عقل زحمت اوباش می‌دهند

خوش باش، اوحدی، که حریفان دردنوش

جام طرب به عاشق خوش باش می‌دهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف لذت‌های زندگی و اهمیت عشق و شادابی می‌پردازد. شاعر به اشاره به زیرکی و دانش عمیق در مورد عشق و زندگی می‌گوید که تنها عده‌ای خاص (صوفیان) درک درستی از آن دارند. او به عدم بهره‌مندی از زندگی افرادی که به وعده‌های فردا دلخوشند، انتقاد می‌کند و می‌گوید برای لذت بردن از زندگی باید به اکنون توجه کرد. در بخش دیگری، شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب خوش‌عطر و زیبایی بیاورد تا حاضران از دردها و مشغله‌های زندگی رهایی یابند و در لحظه شاد باشند. در نهایت، شاعر با اشاره به دوستی و هم‌آغوشی با عاشقان، به جشن و خوشی دعوت می‌کند.