غزل شمارهٔ ۳۲۴ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
به کوی عشق دلم را گذار خواهد بود
سرم به خاک بپوسید و آتش غم دوست
در استخوان تن من به کار خواهد بود
بتا، بدور غم خویش کشته گیر مرا
جنایت تو اگر زین شمار خواهد بود
ز بهر کشتن من چرخ تیز میبینم
که باستیزهٔ چشم تو یار خواهد بود
بلای عشق تو خوش کردهایم با دل خود
به بوی آنکه خزان را بهار خواهد بود
دلم ز هجر تو اندر حساب داشت غمی
گمان که برد که چندین هزار خواهد بود؟
بیا، که تا نبود پیشت اوحدی را بار
همیشه دیدهٔ او اشکبار خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر "اوحدی" بیانگر عواطف عمیق و رنجهایی است که ناشی از عشق و جدایی است. شاعر به وفاداری به عشق اشاره میکند و میگوید که باوجود درد و رنج، عشق در قلبش باقی خواهد ماند. او به غم ناشی از دوری معشوق اشاره میکند و از احساساتش میگوید که همچنان دلش با یاد او مملو از اشک و غم است. در کل، این شعر نشاندهندهی وفاداری و طاقتفرسایی در برابر عشق و چالشهای آن است.