نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۸ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل

او همی سوزدت از عشق و تو می‌ساز ای دل

اگرت میل به خورشید رخش خواهد بود

بر حدیث دگران سایه بینداز ای دل

او به آواز تو چون گوش نخواهد کردن

هیچ سودت نکند ناله به آواز ای دل

چونکه پیوسته دل سوخته میخواهد دوست

گر نه قلبی تو، در آتش رو و بگداز ای دل

با درون تو غمش چون سرخویشی دارد

خانه از مردم بیگانه بپرداز ای دل

چشم آن ترک عجب تیر و کمانی دارد!

پیش آن تیر سپر زود بینداز ای دل

باز بر دست همی گیرد و دل می‌شکرد

گوش می‌دار که: صیدت نکند باز ای دل

اوحدی، بشنو اگر عافیتی می‌خواهی

به چنین روی نکو دیده مکن باز ای دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و زیبایی می‌پردازد و به شخصی (دل) می‌گوید که ناز و محبت نازنین را درک کند. شاعر اشاره می‌کند که این محبت ممکن است دردناک باشد، اما باید تحمل کرد. اگر به عشق او علاقه‌مند است، نباید به دیگران نگاه کند و باید دل را از آتش عشقش بسوزاند. دل باید با غم و رنج عشق کنار بیاید و از دنیای بیگانگان فاصله بگیرد. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که اگر می‌خواهی در عشق موفق باشی، باید به زیبایی‌های معشوق توجه کنی و دوری از او را نپذیری.