غزل شمارهٔ ۶۱۳ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن کمان ابرو به تیر انداختن
عالمی را صید خواهد ساختن
چون کمان در خود کشید اول مرا
آخرم خواهد چو تیر انداختن
تاختن خواهد گرفتن بیسخن
لشکر حسنش به اول تاختن
او نمیدانم چه سر دارد؟ ولی
سر که من دارم بخواهم باختن
زان پری چندین جفا نیکو نبود
وانگهی حق وفا نشناختن
هم ز دردی شد چنین لاغر تنم
کی توان بیآتشی بگداختن؟
اوحدی، چون دوست میسوزاندت
نیست تدبیر تو الا ساختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن احساس شاعری است که به عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به کمان ابرو و اثرات آن بر دل و جان انسان اشاره میکند. او میگوید که زیبایی و جذابیت فرد مورد نظرش (حسن) او را به تیر میزند و روحش را به تسخیر درمیآورد. شاعر احساس میکند که عشق او را به شدت رنج میدهد و او را لاغر و ناتوان کرده است. در نهایت، شاعر بیان میکند که هیچ راهی جز تحمل این عشق و سازش با آن ندارد.