نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای خواجه، چه آوردی زین خانه بدر بودن؟

سودیت نمی‌باید چندین به سفر بودن

اندر پی بهبودی باید شدنت، کین جا

بیماری بد باشد هر روز بتر بودن

بر چرخ کشیدی سر ناگاه، ندانستی

کانگشت‌نما خواهی گشتن، ز قمر بودن

این دولت بیداران ناگاه نماید رخ

گر منتظر آنی، باید به خبر بودن

جز صورت یکرنگی مپسند که زشت آید

گه زاهد خوشیده، گه فاسق‌تر بودن

از پای طلب منشین، کین جات نمی‌باید

دستی دو سه بوسیدن، روزی دو سه سر بودن

هان! ای پسر مقبل، خود نیز بکن کاری

جاوید نمی‌شاید در نان پدر بودن

منقاد دلیلی شو، در راه، که آهن را

بی‌صحبت اکسیری دورست ز زر بودن

چون اوحدی از دستش دریای بلا درکش

تا وقت سخن بتوان دریای گهر بودن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی نکات مهم زندگی و طریقت می‌پردازد. شاعر به خواجه هشدار می‌دهد که نباید از خانه و وطن دور باشد و با سفر کردن، سودی نخواهد برد. او تأکید می‌کند که برای بهبودی و رشد روحی باید در جای خود ماند و به خود توجه داشت. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که زندگی پر از بلاها و مشکلات است و باید آماده‌ی مواجهه با آن‌ها بود. شاعر می‌گوید که ظاهر یک نفر نباید معیار قضاوت در مورد او باشد، زیرا انسان‌ها در زمان‌های مختلف چهره‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. او به جوانان توصیه می‌کند که خود را مشغول امور مهم کرده و منتظر دیگران نباشند. در نهایت، شاعر به اهمیت ارتباط با افراد تاثیرگذار و جستجوی موفقیت اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که باید در زندگی به سمت ارزش‌های واقعی حرکت کرد.