نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۳ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز زلفت عقل در دام آمده

نرگست با فتنه همنام آمده

نازکست اندام سیمینت چو گل

ای سرا پایت به اندام آمده

گِردِ صبح صادق رخسار تو

چین زلفت پردهٔ شام آمده

دیگ سودای ترا دل در دماغ

پخته بسیاری، ولی خام آمده

در حساب بوسه امید مرا

بر دهانت مبلغی وام آمده

گوش ما را از لبت چشم دعا

بوده، لیکن جمله دشنام آمده

از تمنای لب میگون تو

اوحدی را سنگ بر جام آمده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر از زلف و نرگس معشوق سخن می‌گوید و به لطافت اندام او و جلوه‌های زیبای چهره‌اش اشاره می‌کند. او همچنین به احساسات درونی خود و تشتت ذاتی در عشق اشاره می‌کند. بوسه‌های امید و دعاهای درخواستی نیز بیانگر عواطف عمیق شاعر است، هرچند که به دشواری‌ها و چالش‌های عشق نیز اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از سنگینی احساساتش در برابر عشق می‌گوید و به نقش معشوق در شکل‌گیری این احساسات می‌پردازد.