غزل شمارهٔ ۷۴۳ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای
مشک ختاست، گر چه صوابش نبشتهای
هر نامهٔ جمال که در باب حسن تست
زان خط مشک رنگ جوابش نبشتهای
از دور چشم بد به رخت نامهای نبشت
بر لب از « ان یکاد» جوابش نبشتهای
آوردهای به دیدهٔ من خط خون و مست
حکمت روان، اگر چه بر آتش نبشتهای
خود نام بوسه نیست درو، آنچه اصل بود
بگذاشتی، مگر بشتابش نبشتهای؟
سحرست گرد عارضت آن خط مشکبوی
چون سحر از آن به مشک و گلابش نبشتهای
راضی مشو که: بوسه زند هر کسی بر آن
آخر نه از برای ثوابش نبشتهای؟
در بست باز خط خوشت خواب اوحدی
گویی مگر ز بستن خوابش نبشتهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت خطیست که به نماد عشق و دلباختگی تبدیل شده است. شاعر به توصیف یک نامه عاشقانه میپردازد که با رنگ مشک و جاذبهای سحرآمیز همراه است. او به زیبایی، عمق احساس و قدرت تاثیر این خط اشاره میکند و میگوید حتی اگر این نامه بر روی آتش نوشته شده باشد، باز هم حکمت و مفهوم عمیق خود را حفظ میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت بوسه و عشق واقعی اشاره کرده و متذکر میشود که عشق حقیقی و دلداگی فراتر از صرفاً زیبایی ظاهری است.