نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۸ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای

غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌ای

سوی من هر دم ز زلف و خال و خط

لشکری دیگر به جنگ آورده‌ای

در مخالف میزنی چون دف مرا

راستی نیکم به چنگ آورده‌ای

چون تو آهو زاده‌ای حیفست حیف!

کآنچنان خوی پلنگ آورده‌ای

بی‌گناهم کشته‌ای صدبار و باز

رفته‌ای، صد عذر لنگ آورده‌ای

بس جهودی میکشم، گویی، مرا

با اسیران از فرنگ آورده‌ای

اوحدی را خاک پای خویش خوان

چونکه دستش زیرسنگ آورده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش سخن می‌گوید و او را به گل تشبیه می‌کند که تنوع و رنگ‌های زیادی دارد. او احساس می‌کند که معشوقه با زلف و خال و خط خود به قلب او حمله می‌کند و او را در جنگی احساسی درگیر کرده است. شاعر به نیکوئی معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید با وجود زیبایی‌اش، جنبه‌های خشن و پلنگ‌گونه‌ای نیز در او وجود دارد. او به معشوقه می‌گوید که بی‌دلیل او را آزار داده و مدام عذری برای رفتنش می‌آورد. در نهایت، شاعر از تواضع و اطاعتش در برابر معشوقه سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چقدر احساس وابستگی و عشق شدیدی به او دارد.