نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری

در بها بیفزایی، تا بهانه بر گیری

سنگ و شانه‌ای باید تا ز پا و سر گویی

پا و سر چو گم گردد سنگ و شانه برگیری

گر مقیم درگاهی خاک شو، که در ساعت

گردنت زند گر سر ز آستانه برگیری

دام شرک را دانه جز تو کس نمی‌بینم

گر ز دام در خوفی دم ز دانه برگیری

در سلوک این منهج گر به صدق می‌کوشی

تا ز راه دربندی دل ز خانه برگیری

گر چوما نه بی‌برگی ساغری بیاشامی

هم چمان برون آیی، هم چمانه برگیری

اوحدی، خطا باشد قول جز درین پرده

گر صواب می‌جویی این ترانه برگیری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مساله خودشناسی و روحانیت می‌پردازد. او پیشنهاد می‌کند که اگر کسی در مسیری راستین و با صدق تلاش کند، باید از خود و موانع گذر کند و به دنبال حقیقت باشد. همچنین به خطرات و دوری از شرک اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که تنها خود فرد می‌تواند از این دام‌ها رهایی یابد. او همچنین به اهمیت پیوند با حقیقت و خلوص نیت در سلوک معنوی اشاره دارد و می‌گوید که اگر در جستجوی راستینی، نباید از مشکلات و چالش‌ها واهمه داشت. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که برای یافتن حقیقت باید به درون خود نگاهی عمیق داشته باشیم.