نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کار ما امروز زان رخ با نواست

شکر ایزد کان مخالف گشت راست

گر چه یک چند از وفاداری بجست

هم چنان وقت وفا داری بجاست

عارض او در خم زلف چو مار

آرزویی در دهان اژدهاست

عیب نتوان کرد اگر روزی دو، دوست

روی میپیچد، که دشمن در قفاست

نام او بیگانه قاصد کرده‌ام

ورنه می‌دانم که با جان آشناست

یک دم از دستش نمی‌دانیم داد

گر چه دستش دایم اندر خون ماست

آنکه او را دور کرد از من چه کرد؟

چون ز مهر او سر مویی نکاست

عشقبازی را خطا نتوان شمرد

عاشقان را کام دل جستن خطاست

رغبت بوس و تمنای کنار

شهرتست، این عشق ورزیدن جداست

اوحدی، گر کشته گردی در غمش

سهل باشد، چون غم او خون بهاست

عشق خوبان بی‌بلا هرگز که دید؟

خوب نیز از حق خویش اندر بلاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان عشق و وفاداری می‌پردازد و می‌گوید که کار او امروز تحت تأثیر رخ زیبا و نغمات عشق است. او شکرگزار خداوند است که برعکس مشکلات، عشق راستین را به ارمغان می‌آورد. شاعر به وفاداری در عشق اشاره دارد، حتی اگر در لحظاتی از آن فاصله بگیرد. او همچنین به پیچیدگی‌های عشق و دوستی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر دو دوست در مواقعی از هم دور شوند، عشق واقعی هرگز خشک نمی‌شود. دست معشوق او را جفا می‌کند ولی شاعر از عشق او دست نمی‌کشد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق هرگز بدون درد و رنج نیست و زیبایی‌های عشق نیز در همراهی با ناملایمات تعریف می‌شود.