غزل شمارهٔ ۸۶ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟
وقت کارست، ای نسیم، از کار او
گر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟
خواب در چشمم نمیآید به شب
آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟
بر در او از برای دیدنی
بارها رفتم، ولی بارم کجاست؟
دوست گفت: آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم، کجاست؟
نیستم آسوده از کارش دمی
یارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالهای اوحدیوارم کجاست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و longing (دلتنگی) شاعر برای یار (دوست) خود است. شاعر به نسیم صبح میگوید که یارش کجاست و از غم و بیقراری خود سخن میگوید. او به دنبال نشانهای از محبوبش است و از شبهایی که خواب به چشمانش نمیآید، صحبت میکند. شاعر بارها برای دیدن یار به در خانهاش رفته اما به نتیجهای نرسیده است. او از دوستانش میخواهد که همراه او در این حالت آشفته باشند و در نهایت، با نالههایی به یاد محبوب، حال خود را ابراز میکند. در کل، شعر نمایانگر یک ارتباط عاطفی عمیق و جستجوی بیپایان برای یافتن معشوق است.