غزل شمارهٔ ۹۷ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست
کار دلم نه بر نهج کار دیگرست
از هیچ یار بر دلم این بار غم نبود
یاران، مدد، که این ستم از یار دیگرست
ای دردمند عشق، به درمان مدار گوش
کامشب طبیب ما بر بیمار دیگرست
در خانه اوست چون نبود، ماه، گو: متاب
وانگه به روزنی که ز دیوار دیگرست
بر عشق میزنم دگر و هر چه باد باد!
ای دل، به هوش باش، که این بار دیگرست
جز بهر عشق هر که کمر بست بر میان
نزدیک من کمر نه، که زنار دیگرست
ای اوحدی، مجوی تو از عشق نام و ننگ
بگذر، که آن متاع به بازار دیگرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر تغییر و تحول در احساسات عاشقانه شاعر است. شاعر اشاره میکند که این بار دلیلی برای غم و درد ندارد و اگرچه یاران در کنار او نیستند، ولی او همچنان در جستجوی عشق است. او به دل خود هشدار میدهد که این شرایط متفاوت از گذشته است و باید محتاط باشد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی با نام و ننگ مرتبط نیست و باید از این قیدها گذر کرد. به طور کلی، شعر به نوعی تأمل در مسایل عشق و دلدادگی و تغییرات آن اشاره دارد.