نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

وَرفِ گُله ره دیمه که لارْ ره وارن

وَرْف و گلْ تماشا کننْ تیمْ بکارنْ

وَنوشه ره وایی ویهارْ بوئه (بوو) یارن

زاغِ وَچهْ نَرْگسْ ره تکْ هائیتْ دارن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

گلوله (دانه‌ی درشت) برف را می‌دیدم که در لار می‌بارید / برف و گُل را تماشا می‌کنند و تخم می‌افشانند باد بهار، یار بنفشه است / بچّه‌ی زاغ، گل نرگس را به منقار دارد