شمارهٔ ۱۱۱ امیر پازواری
مه دلْ با ته جٰا عهد هاکرد بی و پَیْمنْ
سر از تنْ جدا بُو، دیگر جا نَشیینْ
اُون محلّ که مه چش ره تو هاخنّی ونْ
اونْ مَحَلّ قَسمْ خرْمه، تنه سَرْ سُوگَنْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دل من با تو عهد و پیمان بسته بود / اگر سر از تنم جدا شود، به دیگر جای نروم و آنگاه که دیدار مرا شاد کرده باشی / در آن هنگام سوگند میخورم «به سر تو سوگند»