شمارهٔ ۱۶۷ امیر پازواری
ونهْ سر جُور بُورمْ، مرْ حال دَنیهْ
ونهْ سرجربیِمْ، مهْ یارْ دَنیهْ
ونهْ گلهْ باغ بُورمْ، هَفْ پشتْ تَلیهْ
اتّا پیرْ زنٰا نیشتهْ، منِ غمیِهْ (غَنّیهْ)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
باید سربالایی بروم، یارایم نیست (خار بسیار و چون دیوار تو در تو دارد) / باید به سراشیبی بیایم، یارم آنجا نیست (پشتوانهام نیست) باید به باغ گل بروم، هفت پشته خار دارد / و پیرزنی نشسته و غمانگیز (کشتارگر) من است