شمارهٔ ۱۸۸ امیر پازواری
خنده خنده با من هکرده حکاته
ذرّه ذرّه الماس مه دل دله بپاته
سومّه نرد دچینم ته شش درگهاته
هنوز نچیمه، گنی: هچین بپاته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خنده خنده با من به نقل داستانی آغاز کرد / ذرّه ذرّه الماس به درون دلم پاشید میروم که مهرهی نرد به شش خانهی تو بچینم / هنوز نچیده، میگویی برچین که پاشیده است