نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۰ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

سَرْره بشسّی، زلف کنّه کینه کینه

سرخه گلْ بوارسّه، میونِ سینهْ

تو مه سورهْ داریُ و من ته مَمینهْ

بروُ دَ پیچمْ، که (مه) مدّعا هَمینهْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سر را شستی و زلف پیچیده و تابیده شد (یا شفاف و نورانی شده) / در میان سینه‌ات، گل سرخ باریده (پراکنده شده) تو درخت سرو منی و من پیچک تاک تو هستم / بیا به بدنه‌ات بپیچم که خواست (آرزویم) همین است شسته‌ای سر، زلف‌های روشنت پیچان شود چون گل سوری، میان سینه، گل‌افشان بود سرو رعنای منی، من تاک پیچان توام آ، که پیچم بر تنت، چون مدّعایم آن بود