شمارهٔ ۱۸۹ امیر پازواری
امیر گنه: مه دردِ دِل دوا، تِهْ
دوستْ، آب و نمک دارنهْ، سَر تا به پاتِهْ
گِدامِهْ، تِمادارْمِهْ دوستِ زِکاتِهْ
مُتحقِّمِهْ مِنْ، دوستِ دِ تاحِکاتِهْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: تو داروی دل درد منی (دردِ دلِ منی) دوستا! سر تا به پای تو پر از آب و نمک است (زیباست) گدا هستم، تمنّای (طمع) زکات دوست دارم / مستحق دو حکایت (دو بوسه) دوست هستم