شمارهٔ ۱۹۵ امیر پازواری
من قلندروار شومّه سر دروازه
دریم (دلیم) سره، مسته چش آوازه
کرم هکن و برو سر دروازه
شاید دارِ خشک اَزْگه بیاره تازه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
من قلندروار به ابتدای دروازه پای مینهم / از درون سرای، آواز خمارین چشمی به گوش میرسد کرم کن و بر سر دروازه فرودای / شاید درختِ خشکیده، برگ تر و تازه برویاند