شمارهٔ ۲۱ امیر پازواری
اَمیرْ گِنِهْ دَسْتِ فَلِکْ دٰاد وُ بیداد
چَمِنِّهْ وِنِهْ پٰادَرِهْ سُونِ فُولٰادْ
گٰاهی بَنْدِ تُرْک نِشینْ، گَهی بَنْدِ تٰادْ
یٰا شٰاهِ خِرٰاسُونْ بِرِس اَمِهْ فَرْیٰادْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: داد و فریاد از دست فلک / بندی محکم مانند پولاد در پای اوست (میخرامد در حالی که بر پایش کفشی مانند پولاد دارد) گاهی در بند (دیار) ترکنشین و گاهی در بند تات است /ای شاه خراسان به داد و فریاد ما برس