نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

اَمیرْ گِنِهْ: حٰالِ سَکِراتْمِهْ گُوهِرْ!

خِضْری حَسُودی نَکِنْ، بِرُو مِنِهْ سَرْ

مِنْ بَمِرْدْ نِیٰاوُونِمْ، دَوُونِمْ نَظِرْ

اَنْدی تِمٰا دٰارْمِهْ تِهْ بِیٰایی مِهْ وَرْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید:‌ای گوهر! من در حال احتضار هستم، / تو خضری، حسودی مکن، بیا به سر وقت من (به نزد من) اگر من در انتظار مرگ در بستر افتاده باشم (من نخواهم مُرد و در انتظار تو می‌مانم) / بسیار آرزو دارم (آزمندم) که به سروقت من بیایی