شمارهٔ ۲۴۴ امیر پازواری
کمینْ شُوئه که جَورْ نَکشیمْ اما ته؟
کمینْ روزه که نیمه (نیمی) دَسْتِ بلاته
اُونْ جٰادُوچشِ شاهِ هندوُ نماته
فرنگ و ختا لَشْگرِ خُونْ دْپاته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
کدام شب است که جور تو را نمیکشیم؟ / کدام روز است که گرفتار چنگال بلای (چشم) تو نیستیم [از] آن چشم جاودانهای (چون) شاه هندونمای تو / که در فرنگ و ختا لشگر خونریز پراکنده است [گرفتاریم]