نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۶ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

زلْفِ گلمْ که حَبَلُ الْمَتینِ یٰاره

هر نیمه هزارْ کشتهْ دَریته داره

کٰاکلْ اَژدها سُون آدمی بقْمارهْ

مجیکْ خدنگْ آسا، فتنه رهْ سَرْ داره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

منگوله‌ی زلف یار که حبل‌المتین است / در هر نیمه‌اش هزار کشته آویخته دارد کاکل وی مانند اژدها آدمی را می‌بلعد / مژگانش چون تیر خدنگ، سر فتنه دارد در پیچک زلفش که بود حبل متین هر نیمه هزار کشته آویخته بین کاکلش چو اژدها خورد آدمیان مژگان چو خدنگ، فتنه دارد به کمین