نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

هر گاه که بُناگوش بَکشی کَمُون ته

هر روزْ صد وارْ، ونه بئوئمْ قربونْ ته

امیر گنه: حوری روشْ، مو میونْ ته

چه گنی سَرِ پلْ بَئیرمْ دامونْ ته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

هر گاه که کمان ابرو را تا بناگوش بکشی / هر روزه صد بار باید قربانی تو شوم امیر می‌گوید:‌ای که حوری‌وش و موی میان هستی / اگر سر پل (صراط) دامن تو را بگیرم چه خواهی گفت؟ هر گاه کشی تا به بناگوش، کمان هر روزه به صدبار شوم من قربان گویم به تو‌ای حوروش موی میان! گویی چه سر پل؟ ار بگیرم دامان