شمارهٔ ۲۴۷ امیر پازواری
امیر گنه: بَسُوتمهْ چه سُوته دٰارهْ
اَونْطُورْ بَسُوتمه، هرگزْ کس ظن نداره
بشکسته کشتی مُونّم دَرْیُو کناره
کِلاکْ بَئیته، میون کنار بواره (بباره)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: مانند درخت سوختهای، سوختهام / آنچنان سوختهام که هرگز کسی بدان ظن ندارد (نَبَرد) شبیه کشتی شکستهی کنار دریا هستم / کولاک که درگرفت به میان و کنار دریا میبارد (سرایت میکند)