نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۹ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

تَرْسمهْ بنایِ اَجْلْ ره دیاره

بی‌سر و سامُونْ مه خاک بَوَه دیاره

امیر گنه:‌ای سُوته دلْ، مه غَمْ‌خواره

هزار و یکی، ته نوم بسازه کاره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

می‌ترسم بنای اجل که هویدا است / خاک گور من نیز بی سر و سامان آشکار شود امیر می‌گوید:‌ای سوخته دل و غم‌خواره‌ی من! / هزار و یک نام تو، چاره‌ی کارم را می‌سازد