شمارهٔ ۲۵۵ امیر پازواری
تا ته قلمِ قُدرتْ، به ساعد دایی
حَیْرُونْ بُو عطّار که ته حسابْ برآیی
لقمانْ به کمال وُ دانش، ته استایی
بوعلی ره بنده دیمه یاد بدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
تا به ساعد خود، قدرت قلم میدادی / عطّار در شگفت بود که چگونه از عهدهی حساب تو برآید لقمان را نسبت به کمال و دانش، تو استاد هستی / دیدم که بوعلی را تو دانش آموختی